داغ این که دیگه هیچ وقت نمی خوای بی یای سراغم
می دونم تا زنده هستم همیشه تنها می مونم
گل من کمک نکردی قدر چشماتو بدونم
تو نمی خواستی که دستات توی دست من بمونه
آخرش ما رو جدا کرد دست بی رحم زمونه
منه ساده به خیالم همه چی یه اشتباهه
نمی دونستم تا اون روز عمر خوشبختی کوتاهه
محض خاطر تو مثل آینه روبرومه
دیدن دوباره ی تو حالا اوج آرزومه
قصه ما شده حالا قصه اون دو تا ماهی
که ته دریا می مونن،بدون نور تو سیاهی
توی این قصه ی کوتاه من و تو بازی رو باختیم
شاید این طالع ما بود ،سرنوشتو خوب شناختیم

سلام دوستان عزیزم من به احتمال قوی تا یک ماه نمی تونم آپدیت کنم،ولی هفته ای یه بار نظراتمو چک میکنم و سعی میکنم که جواب محبت های شما رو بدم. امید وارم که منو تو این مدت فراموش نکنید.

مدعی خواست که از بیخ زند ریشه ی ما
غافل از این که خدا هست در اندیشه ی ما
یا علی![]()
دوتا چشمات پر از اندوه واسه دل شكستگيم بود
آرزوم اينه كه دستام تو دستای تو باشه
تنگی اين دل عاشق با نوازش تو واشه
واسه چی خدا نخواسته من تو آغوش تو باشم
قول می دم با داشتن تو هيچ غمی نداشته باشم
همه ی هستی قلبم تو دو حرف خلاصه می شه
عشق با تو ، بودن با تو دو نياز زندگيشه
پرم از ترانه تو، گرچه واژه ها حقيرن
خوبه وقتی نيستی پيشم،اونا دستمو می گيرن
راز عشق منو هيچ كس غير مهتاب نمی دونه
تنها شاهد واسه غصه، گريه و تنهاييم اونه

نمی دونم شما این جمله رو چه قد قبول دارین،تو نظرات واسم بگین ممنون میشم
اگر ما به خودمون بقبولونيم که خدا هر چيزي رو که ما احتياج داريم به ماداده و هر چيزي رو که احتياج نداريم از ما گرفته اون موقع ديگر هيچ چيز واسه قصه خوردن نداريم
-پرهام اون صدای ضبط ماشینو کمش کن.
-نمیشه آخه این آهنگو خیلی دوس دارم چون اسم تو رو صدا میزنه
-منم این آهنگ بنیامین رو دوس دارم ولی خیلی غمگینه،همش از مردن میگه
-باشه بذار اسمتو صدا بزنه بعدش عوضش میکنم
۰۰۰یه عاشق بی قایق تو دریا/چشماشو میبنده تو رویا
...پریایه دریا من امشب می میرم/از عشقت یه زیبا من امشب می میرم
-پریا یادته اون وقتا که مال هم نبودیم چی بهت میگفتم؟
-یادته میگفتم دوس دارم یه روز کمتر از تو عمر کنم تا هیچ وقت مرگتو نبینم
-پرهام این حرفا چیه میزنی.نا سلامتی اومدیم ماه عسل بس نبود واسه به دست آوردنت سه سال با خونوادم جنگیدم تا این دم آخری راضی شدن،حالا که مال هم شدیم از این حرفا میزنی
-باشه دیگه نمی گم چه روزی میشه امروز...پیش به سوی آرزوهااا...
-اون صدای ضبط و کم کنه کسی زنگ بزنه نمی فهمیمیا
-اوووو ه ببین چه قد پشت خطی داشتیم.
-گوشیتو بده من جواب میدنم،میدونم مامانته دیگه میگه تو رو خدا مواظب این دختر من باش
-بیا دیدی گفتم خودشه...الو جانم...گوشیو بده به پریا...آخر کار خودتو کردی کثافت...
-مرتیکه حرف دهنتو بفهم...کی هستی تو؟با پریا چی کار داری؟
-پرهام تو رو خدا کیه؟؟؟؟؟؟؟
-نمی ذارم یه روز خوش ببینید....-هیچ غلطتی نمیتونی بکنی عوضی...
-پرهام کیه؟پرهاااااااام مواظب باششششششششش
(لطفا برای خواندن ادامه داستان روی ادمه مطلب کلیک کنید)
روز قیامت که رسید مجرمو آواره بشه
آآآ...................آآآ.............
خدا کنه غم بباره واسه تو ماتم بباره
وقتی که عاشقش شدی به این زودی کم بیاره
آآآ.................آآآ............
تویی که عاشقم بودی منو فروختی به چشاش
قسم میخوردی با منی میشتی پای گریه هاش
به آب و آتیش میزنم فکرت بره از تو سرم
میخوام فراموشت کنم اما بازم عاشق ترم
طفلی دل ساده من نشد تو رو نگه داره
فقط یادم می یاد نوشت چشمات و خیلی دوس داره

سرنوشت بدیه اول جاتو ازم گرفت
صبح فردا شد دیدیم رد پاتو ازم گرفت
تا می خواستم به چشای روشنت نگا کنم
مال دیگری شدی و چشاتو ازم گرفت
تو با من حرف میزدی نگات یه جای دیگه بود
خدا لعنتش کنه،اون،نگاتو ازم گرفت
دست روزگار چقد با من و آرزوم بده
لحن فیروزه ای آرشاتو ازم گرفت

طاقت ندارم نمیخوام باشم این تنهایی داره دیوونم میکنه چرا دست روی هر کس میزارم یه
جوری ازم میگیریش آخه این چه سرنوشتیه میگن توهمه بندهات به یک اندازه دوست داری
ولی من باورم نمیشه. . . من این سرنوشت نمیخوام این زندگی نمیخوام دلم میخواد برم پیش
اون کسایی که دوستشون داشتم ودیگه نیستن میگن تو صدای ناله بنده هات میشنوی اگه
با دل شکسته چیزی ازت بخوان بهشون میدی منم میخوام این قد دستامو بگیرم بالا و
همینجوری دعا کنم تاشاید دعاهامو مستجاب کنی تو که اون کسی که میخواستم بهم ندادی
پس اون چیزی که میخوام بهم بده بزار راحت شم دیگه نمیتونم تحمل کنم هر روز که میگذره
بیشتر داغون میشم دیگه چیزی ازم نمونده پس یه دفعه تمومش کن دیگه تحمل ندارم خدا
جونم دوس داری که بندهات هیچ وقت نا امید نشن خودت گفتی که بندهای نا امیدتو نه دوس
داری نه دعاهاشونو بر آورده میکنی ولی دیگه این قد همه امیدام یکی یکی نقش بر آب شدن که...

بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس کنم
و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز کنم
نگاهم کن و التماسم را در چشمانم بخوان
قلبم به پایت افتاده است نروووووووووو![]()
لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره کن
تنها تو را می خواهم
بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم
و بگذار دوباره در آغوشت به خواب بروم
