تبليغاتX
کبوتر شکسته بال - تا یک ماه خدا نگهدار
حال کبوتر رو نپرس بدجوری بالش خونیه
وقتی امروز تو رو دیدم، تازه شد دوباره داغم

داغ این که دیگه هیچ وقت نمی خوای بی یای سراغم

می دونم تا زنده هستم همیشه تنها می مونم

گل من کمک نکردی قدر چشماتو بدونم

تو نمی خواستی که دستات توی دست من بمونه

آخرش ما رو جدا کرد دست بی رحم زمونه

منه ساده به خیالم همه چی یه اشتباهه

نمی دونستم تا اون روز عمر خوشبختی کوتاهه

محض خاطر تو مثل آینه روبرومه

دیدن دوباره ی تو حالا اوج آرزومه

قصه ما شده حالا قصه اون دو تا ماهی

که ته دریا می مونن،بدون نور تو سیاهی

توی این قصه ی کوتاه من و تو بازی رو باختیم

شاید این طالع ما بود ،سرنوشتو خوب شناختیم

سلام دوستان عزیزم من به احتمال قوی تا یک ماه نمی تونم آپدیت کنم،ولی هفته ای یه بار نظراتمو چک میکنم و سعی میکنم که جواب محبت های شما رو بدم. امید وارم که منو تو این مدت فراموش نکنید.

مدعی خواست که از بیخ زند ریشه ی ما

غافل از این که خدا هست در اندیشه ی ما

یا علی




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 13:37 توسط ..:: آرش ::..