به زیر باران می روم وفریاد میزنم،تا صدای فریادم با فریاد آسمان یکی شود
به زیر باران می روم تا ناله های دلم با ناله های باد یکی شود
و کسی شاهد شکستن روح خسته ام نباشد.
به زیر باران می روم وتکیه به همان درخت بید مجنون کنار جاده که یادگاری هایمان
را روی آن می نوشتیم به انتظارت خواهد ماند
تا به زیر هر یک از قد مهایت گل سرخی بگذارم
می دانم خواهی آمد و دستان سردم را در دستان گرمت خواهی گرفت
تا با هم به سرزمین آرزوها برویم.

دلم برای کسی تنگ است
دلم برای کسی تنگ است
كسی كه دلی برای شنيدن نجواهای شبانه من داشت و لحنی آرام برای نوازش موهايم ؛
كسی كه خالی وجودم را از خود پر می كرد و پری دلم را با وجود خود خالي؛
دلم برای کسی تنگ است
كسی كه اشكهايم بر روی دستانش ميريخت و او آب آرامش را بر روی گيسوانم ؛
كسی كه با او در جمع تنها بودم و در تنهائيمان دنيائی را مالك بوديم؛
كسی كه دوستش دارم
تا ابــــــــد ؛
تا خود خداونــــد!
