تبليغاتX
کبوتر شکسته بال - نامه هایی که پاره کردم
حال کبوتر رو نپرس بدجوری بالش خونیه
با سلام اول معذرت میخوام که یه کم دیر آپ کردم این شعر زیبا رو یکی از دوستام برام فرستادن که راجب مطلب قبلی یعنی عاشق خجالتیه در واقع یکی از شعر هایی است که عاشق خجالتی تو دفتر خاطراتش برای داداشی نوشته، البته چند جای شعرو  ویرایش کردم با تشکر از دوستی که این شعرو برام فرستاده

كلبه ي عاشقيمونو براي تو ساخته بودم

چه روزایی به یاد تو زندگیمو باخته بودم

هر چي ساختم عاشقانه،هر چي گفتم من ترانه

بي صدا برات مي خوندم، بازم عاشقت مي موندم

دل سپردم من به عشقت، نمی خواستم که بدونی

ترسیدم یه وقت عزیزم، منو ناخونده بخوونی

عاشق یه عشق پنهون، شب و روزا مو شمردم

هميشه تو خوابو رويا، واسه خاطرت مي مردم

عشق پاك بچگي رو پيش تو من جا گذاشتم

خیلی سخته که بدونی رو دلت من پا نذاشتم

حالا تنها و غریبم ، زخمی بیم و امیدم

زخمی یه عشق پاکم اما از تو بي نصيبم

شدم اون کبوتری که دیگه بال و پر نداشتم

حسرت یه عشق پاک و بد جوری به دل گذاشتم

داداشي ميخوام بگم كه تا ابد عاشقت هستم

منو با ديگري ديدي ولي من دل به تو بستم

واسه جواب نامت مي دونم كه خيلي ديره...

ببين غرور ما رو چه دور از هم نشونده

تو اين سكوت يه دنيا حرف نگفته مونده




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 10:19 توسط ..:: آرش ::..